داریوش

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود
بی تو برای شاعری واژه خبر نمی شود بغض دوباره دیدنت از تو به در نمی شود

فکر رسیدن به تو،فکر رسیدن به من از تو به خود رسیده ام این که سفر نمی شود
دلم اگر به دست توست،به نیزه ای نشان شود برای زخم نیزه ات سینه سپر نمی شود

صبوری و تحملم همیشه پشت شیشه ها پنجره جز به بغض تو ابری و تر نمی شود
صبور خوب خانگی،شریک زجه های من خنده ی قصد بودنم زنگ خطر نمی شود

حادثه ی یکی شدن حادثه ای ساده نبود مرد تو جز تو از کسی زیر و زبر نمی شود
به فکر سر سپردنم به اعتماد شانه ات گریه ی بخشایش من که بی ثمر نمی شود

همیشگی ترین من،ناله ی نازنین من بیا که جز به رنگ تو دگر سحر نمی شود

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

یاد تو با من چه میکند...

همون طوری که قول داده بودم قسمت دیگری

از اجرای داریوش در بزرگداشت قیصر رو

گذاشتم.سعی کردم در حد امکان با حجم

پایین بگذارم.در ضمن دوستی که خواستی

از خودم تصویری بذارم باید بگم که نمیدونم

شاید گذاشتم.البته باید نظر دوستان در

وبلاگمو بدونم.

اما ابتدا متن ترانه...

ای که بی تو خودم رو تک و تنها می‌بینم
هرجا که پا می‌ذارم تو رو اونجا می‌بینم

یادمه چشم‌های تو پر درد و غصه بود
قصه غربت تو قد صد تا قصه بود

یاد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر من رو آتیش می‌زنه

تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد
گونه‌های خیسم رو دستهای تو پاک می‌کرد

حالا اون دستها کجاست اون دوتا دستهای خوب
چرا بی‌صدا شده لب قصه‌های خوب

من که باور ندارم اونهمه خاطره مرد
عاشق آسمونها پشت یک پنجره مرد

آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریه‌هام رو ندیده

یاد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر من رو آتیش می‌زنه

 


داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش اقبالی

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

داریوش

http://www.pic.iran-forum.ir/images/79t9p7i6ovcsfe7xwmfr.jpg

داریوش