نیما

نیما یوشیج

روز شمار زندگي نیما
ادامه نوشته

نیما یوشیج

قايق
ادامه نوشته

نیما یوشیج

شعر آزاد نيمايي / دکتر شفیعی کدکنی
ادامه نوشته

 زندگی نامه نیما یوشیج

عی اسفندیاری مردي كه بعدها به «نيما يوشيج» معروف شد، در بيست‌ويكم آبان‌ماه سال 1276 مصادف با 11 نوامبر 1897 در يكي از مناطق كوه البرز در منطقه‌اي به‌نام يوش، از توابع نور مازندران، ديده به جهان گشود.او 62 سال زندگي كرد و اگرچه سراسر عمرش در سايه‌ي مرگ مدام و سختي سپري شد؛ اما توانست معيارهاي هزارساله‌ي شعر فارسي را كه تغييرناپذير و مقدس و ابدي مي‌نمود، با شعرها و راي‌هاي محكم و مستدلش، تحول بخشد. .در همان دهكده كه متولد شد، خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده ياد گرفت”.

ادامه نوشته

نیما یوشیج

آی آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانید!

یك نفر در آب دارد می‌سپارد جان.

یك نفر دارد كه دست و پای دائم می‌زند،

روی این دریای تند و تیره و سنگین كه می‌دانید.

آن زمان كه مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،

آن زمان كه پیش خود بیهوده پندارید،

كه گرفتستید دست ناتوان را

تا توانی بهتر را پدید آرید،

آن زمان كه تنگ می‌بندید،

بر كمرهاتان كمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟

یك نفر در آب، دارد می‌كند بیهوده جان قربان!

آی آدم‌ها كه بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره، جامه‌تان بر تن؛

یك نفر در آب می‌خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می‌كوبد،

باز می‌دارد دهان، با چشم از وحشت دریده،

سایه‌‌هاتان را ز راه دور دیده،

آب را بلعیده در گود كبود و هر زمان بی‌تا بیش افزون،

می‌كند زین آب‌ها بیرون،

گاه سر، گه پا.

ای آدم‌ها!

او ز راه دور این كهنه جهان را باز می‌پاید،

می‌زند فریاد و امید كمك دارد؛

آی آدم‌ها كه روی ساحل آرام در كار تماشایید!

موج می‌كوبد به روی ساحل خاموش،

پخش می‌گردد چنان مستی به جا افتاده بس مدهوش،

می‌رود نعره‌زنان. وین بانگ از دور می‌آید:

ـ «آی آدم‌ها»...

و صدای باد، هر دم دلگزاتر،

در صدای باد، بانگ او رهاتر،

از میان آب‌های دور و نزدیك

باز در گوش آید این نداها.

ـ «آی آدم‌ها»