هما میر افشار

زندگی نامه هما میر افشار
در سال ۱۳۲۵ در تهران متولد شد .

وی سرودن شعر را در سال‌های دبیرستان آغاز کرد . چندین سال بعد هما با علی میرافشار ازدواج کرد و بعد از آن نام خانوادگی خود را به میرافشار تغییر داد...


هما شعر، عکس، و داستان در یک روزنامه و یک هفته نامه منتشر می‌کرد . وی دارای دو فرزند است یک پسر به نام کیوان ( کوین ) ویک دختر به نام کتایون .

وی زیر نظر شاه ایران در گروهی با اسدالله ملک کار تعلیم را آغاز کرد و در سال ۱۹۶۲ از دانشگاه موسیقی با درجه بالا فارغ تحصیل شد . هما میر افشار از همان اغاز کار با خوانندگان معروف ایرانی همکاری داشته‌است.

ترانه‌های هما میرافشار دارای سبکی خاص و بسیار زیبا هستند .

هما میرافشار در این سال‌ها دو کتاب با نام‌های «گلپونه‌ها» و «آلاله‌ها» منتشر کرده‌است . وی اکنون ساکن لوس‌آنجلس است.

گزیده ترانه‌های او

- «شب» (شب بلند و دل من در تب و تابه وای...) - موسیقی و تنظیم: ناصر چشم‌آذر، خواننده: حمیرا

- «هوس میکده» (هوس میکده داره دل دیوونهٔ من...) - خواننده: گلپایگانی

- «ساغر هستی» (تو ای ساغر هستی، با کامم ننشستی...) - موسیقی: جمشید شیبانی، تنظیم: شهرداد روحانی، خواننده: هایده

- «نوبهار» (هموطن آمد دوباره نوبهار...) - موسیقی: مرتضی برجسته، تنظیم: اف.ام فیلارمونیک، خوانندگان: ویگن، عارف، ستار، مرتضی، لیلا فروهر، فتانه.

- «انتظار» (وای که انتظار میکشه منو...) - موسیقی و تنظیم: بابک افشار - خواننده: شکیلا

- «گلپونه‌ها» (گلپونه‌های وحشی دشت امیدم، وقت سحر شد...) - موسیقی و تنظیم: حسین پرنیا - خواننده: ایرج بسطامی

برترین اثر

پروانه
پروانه ، ای از عشق و ناكامی نشانه
ای یادگار عاشقی در این زمانه
در شعله می سوزد پرت پروا نداری
پروای جان در حسرت فردا نداری
سودا مكن جان در بهای آشنایی
دیگر ندارد آشنایی ها بهایی
پروانه ، این دلها دگر درد آشنا نیست
در بزم مستان هم ، دگر درد آشنا نیست
پروانه ، دیگر باده ها مستی ندارد
جز اشك حسرت ، ساغر هستی ندارد
پروا كن از آتش ، كه می سوزد پرت را
یكدم نسیمی می برد خاكسترت را
پروانه ، آن شمع امید شام تارت
آخر سحر گه می شود شمع مزارت

هما میر افشار

بی تو ديدم زندگی را می توان باور نمود
می توان شبهای بی پايان خود را سر نمود
بی تو ديدم زندگی جاريست در رگهای عمر ٬
غنچه های روز را هم می توان پر پر نمود ٬
می توان در دود يک سيگار هم زندگی را کشت و سوخت
٬ می توان بی گريه ماند
٬ می توان بی نغمه خواند ٬
می توان در سردی يک آه نيز خاطرات تلخ خود را تازه کرد ٬
با شمارشهای انگشتان دست رنجهای رفته را اندازه کرد
٬ بی تو ديدم قهر نيست ٬
جامهای زهر نيست ٬ تلخی اندوه هست و کوه نيست ٬
تک درخت درد هست و جنگلی انبوه نيست ٬
در فراموشی مطلق می توان آرام خفت ٬
می توان گفت اينکه اندر ماورای پنجره ٬
سالهای رفته مدفون گشته اند ٬ آرزوئی نيست ٬
انتظاری نيست ٬ اعتباری نيست ٬ عشق ياری نيست ٬
باورم هرگز نبود بی تو آيا می توان روز زا هم شام کرد ٬
ماند و با سر کردن روز و شبی زندگی رو هم چنين بد نام کرد ؟! ٬
بی تو ديدم مانده ام ٬ بی تو ديدم زنده ام
٬ اين منم تنها ٬ تنی و روح خويش ٬
آن تن و روحی که می آزردمش ٬ کز تن ديگر نماند لحظه هائی جدا ٬
از تنی با بوی گرم و آشنا ٬
ديدم آری هر تنی تنهاست در بُعد زمان ٬ در جهان ٬ باورم شد هر تنی را روح و قلب ديگريست
٬ قصه پوچی است يک روح و دو تن
٬ من نه بودم تو ٬ دريغا ٬ نه تو من ! وای بر من
٬ بر دل ديوانه ام ٬ که آنچه باور داشتم از من گريخت
٬ رشته های بافته با خون دل از هم گسيخت ٬
آنچه استاد ازل از عشق گفت ٬ عاقبت بر باد رفت ٬
اعتبار عشق از ياد رفت .

هما میر افشار

هما میرافشار


هما میرافشار در سال 1325 در تهران متولد شد. وی سرودن شعر را در سال های دبیرستان اغاز کرد. چندین سال بعد هما با علی میرافشار ازدواج کرد و بعد از ان نام خانوادگی خود را به میرافشار تغییر داد. هما شعر، عکس، و داستان در یک روزنامه و یک هفته نامه منتشر میکرد. وی دارای دو فرزند است.
هما میر افشار به همراه اسدالله ملک در دوران همکاری خود آثار جاودانه ای ساخت. او در سال 1962 از دانشگاه موسیقی با درجه بالا فارغ تخصیل شد. هما میر افشار از همان آغاز کار با بزرگترین اهنگسازان و خوانندگان ایرانی همکاری داشته است.
ترانه های هما میرافشار دارای سبکی خاص و بسیار زیبا هستند. هما میرافشار در این سال ها دو کتاب با نام های گلپونه ها و آلاله ها منتشر کرده است.

هما میرافشار در کارنامه هنری خود بیش از 250 ترانه برای خوانندگان معروف سروده است.

هما میرافشار، نامی آشناست برای دوستداران موسیقی ایرانی که سالهاست اشعار او همراه با موسیقی ایرانی شنیده شده است.
کتاب گلپونه ها، اولین کتاب شعر هما میر افشار است و در سال 1352 منتشر شده. هما میرافشار مجموعه شعر دیگری هم دارد به نام آلاله که در سال1380 در تهران به چاپ رسیده است.

__________________
قلــــــــــ♥ــــــب ها شیشه های احساسند؛
تقدیم به وجودی که احساس قلــــــــ♥ـــــبش منم.
ادامه نوشته