فریدون
پشت اين پنجره ها دل مي گيره
غم و غصهي دلو تو ميدوني
وقتي از بخت خودم حرف ميزنم
چشام اشک بارون ميشه تو ميدوني
عمريه غم تو دلم زندونيه
دل من زندون داره تو ميدوني
هر چي بهش ميگم تو آزادي ديگه
ميگه من دوست دارم تو ميدوني
مي خوام امشب با خدا شکوه کنم
شکوه هاي دلمو تو ميدوني
بگم اي خدا چرا بختم سياس
چرا بخت من سياس تو ميدوني
پنجره بسته ميشه شب ميرسه
چشام آروم نداره تو ميدوني
اگه امشب بگذره فردا ميشه
مگه فردا چي ميشه تو ميدوني
عمريه غم تو دلم زندونيه
دل من زندون داره تو ميدوني
هر چي بهش ميکم تو آزادي ديگه
ميگه من دوست دارم تو ميدوني
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 17:13 توسط zorro
|