فریدون فروغی
يک نفر مياد که من منتظر ديدنشم
يک نفر مياد که من تشنه بوييدنشم
مثل يک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعراي عاشقانه گفتن بلده
خالي سفرمونو پر از شقايق ميکنه
واسه موجهاي سيا دستا رو قايق ميکنه
مثل يه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعراي عاشقانه گفتن بلده
هميشه غايب من زخمامو مرحم ميذاره
هميشه غايب من گريه هامو دوست نداره
نکنه يه وقت نياد صداش به دادم نرسه
ايينه ها سيا بشه کور بشه چشم ستاره
مثل يه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعراي عاشقانه گفتن بلده
خشم اين حنجره خسته هميشه غايبه
کليد صندوق در بسته هميشه غايبه
نعرهي اسب سفيد قصه مادر بزرگ
بهترين شعراي سر بسته هميشه غايبه
مثل يه معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعراي عاشقانه گفتن بلده
تو اگه اومدنی نيستي بگو
اگه ما رو خواستنی نيستي بگو
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 17:30 توسط zorro
|