لورکا
آنکه جامهای به تن دارد و
ردای سیاهی در بر
فکر میکند جای کوچکیست این دنیا
و قلب وسعتی دارد بیانتها...
آنکه جامهای به تن دارد و
ردای سیاهی در بر
فکر میکند چگونه محو میشود در باد
این آهِ ناچیز
این صدای پُرخروش...
آنکه جامهای به تن دارد و
ردای سیاهی در بر
آسمانِ صبح را
نثارِ مهتابی میکند...
آی آی
جامهای به تن داری و
ردای سیاهی در بر...
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ ساعت 14:47 توسط zorro
|